مشكل «يا» ي ِ نكره و عدد«يك» در فارسي امروز
(بحثي مقابله اي در زبان فارسي و انگليسي)
دكتر مجتبي منشي زاده(چاپ شده پژوهشنامه ي علوم انساني، شماره ي 12، بهار و تابستان 1376، صفحات 114تا118)
يكي از نادرستي هايي كه به تازگي در زبان گفتاري و نوشتاري فارسي رواج عام يافته، كاربرد نادرست و نابجاي واژه «يك» است. به نظر مي رسد كه اين نادرستي از راه ترجمه وارد زبان فارسي شده باشد و كساني هم از روي نا آگاهي به دستور زبان فارسي آن را در گفتار و نوشتار رواج داده اند. به جمله هاي نامأنوس زير توجه كنيد:
-يك انسان دو سوم بدنش آب است.
-مثل يك دكتر لباس مي پوشد.
-محافظه كارها مي گفتند او تقريباً يك فراماسون است.
-يك مرد از مرگ نمي ترسد.
بررسي مشكل در زبان انگليسي
در زبان انگليسي نشانه ي a يا an در وهله ي نخست براي اسم نكره و نشانه ي The براي اسم معرفه به كار مي رود و وظيفه ي اصلي نشانه ي پيشين در دستور زبان انگليسي تقابل آن با نشانه ي The است. از سوي ديگر، نشانه ي a يا an يه لحاظ سير تحوب تاريخي از صورت one مشتق شده است و در پاره اي موارد در معني(=oneيك) نيز به كار مي رود:
He has two daughters and a son
He can walk forty miles in a day.
گذشته از اين، نشانه ي a يا an در برخي از جمله ها با اسم جنس) Generic noun) همراه مي شود. به عبارت ديگر، يكي از راههاي بيان اسم جنس در زبان انگليسي آوردن a يا an پيش از اسم است:
A cow gives milk. گاوشير مي دهد
بي توجهي به دستور زبان انگليسي و ندانستن وظيفه ي دستوري نشانه هاي مذكور از يك سو و بي اطلاعي از امكانات و ظرفيت هاي زبان فارسي از سوي ديگر، موجب شده است تا برخي از نويسندگان و مترجمان و گويندگان نشانه ي a يا an را همواره معادل واژه ي «يك» بنويسند يا بگويند و ترجمه كنند. در حالي كه زبان فارسي ، براي هر يك از مفاهيم ياد شده امكاناتي دارد كه شرح كوتاه آن بدين قرار است:
بيان اسم جنس و نوع
اسم جنس به تمام افراد يا آحاد طبقه دستوري خود دلالت دارد و به كل مجموعه اشاره مي كند. در واقع، چنين اسمي در طبقه اي قرار مي گيرد كه تنها يك عضو دارد، يعني در اين طبقه همه ي ِ تفاوتها و تمايزهاي اعضاي طبقه ناديده گرفته مي شود و در كل عضوي منفرد تلقي مي شود. در مثل:
كودك شيريني را دوست دارد.
گياه به آب نياز دارد.
متأسفانه گاهي واژه ي «يك» را پيش از اسم جنس به كار مي برند كه معني جمله ديگرگون مي شود يا معني اي خلاف نظر گوينده يا نويسنده به شنونده يا خواننده منتقل مي شود:
يك كودك شيريني را دوست دارد* [دو كودك و دو گياه به احتمال حكم ديگري دارند!]
يك گياه به آب نياز دارد.*
امكانات بيان اسم جنس در زبان فارسي
براي بيان اسم جنس و نوع در زبان فارسي، چهار امكان هست:
الف- واژه را به صورت منفرد و بدون نشانه ي ظاهري مي آوريم و چنين اسمي معرفه است:
-گربه حيوان است.
-كودك شيريني را دوست دارد.
- مرد از مرگ نمي ترسد.
ب- گاهي براي بيان معرفه ي جنس، واژه جمع بسته مي شود:
-كودكان شيريني را دوست دارند.
-گياهان به آب نياز دارند.
-بچه ها بازي را دوست دارند.
ج- پيش از اسم جنس صفت مبهم« هر» در مي آورند و پس از اسم گاهي«يا» يِ نكره در آيد:
-هرگلي پژمرده مي گردد.
-هركودكي شيريني را دوست دارد.
-هر انساني از اسارت متنفر است.
د- هر گاه فعل جمله منفي باشد يا جمله به صورت استفهام انكاري به كار رود، پيش از اسم صفت مبهم«هيچ» و گاهي بعد از اسم« يا» يِ نكره مي آورند:
-هيچ راهي نيست كه پايان نداشته باشد.
-هيچ كسي از دروغگويي خوشش نمي آيد.
-هيچ انساني اسارت را دوست ندارد.
اسم نكره در زبان فارسي
از نظر معنايي، اسم نكره به يك يا چند فرد نامشخص از انسان و يا هر چيز مادي و غير مادي اشاره مي كند.
-كتابي خريد.
-غذايي خورد.
-كتابهايي خريدم.
-در اطراف جنگل، خانه هايي ساخته شد.
نشانه ي نكره اسم در زبان فارسي«يا» اي است كه به آخر اسم مفرد يا جمع افزوده مي شود.
گاهي واژه ي «يك» پيش از اسم نكره ظاهر مي شود، ولي در فارسي امروز بويژه در گفتار به معني«چنان» به كار مي رود:
يك درسي به او دادم.
اگر «يا» يِ نكره به همراه اسم غير قابل شمارش يا مفهومي كه بر آن دلالت كند به كار رود معني اسم را محدود مي كند:
-غذايي خورد(=غذايِ كم و ناچيز)
-پولي داري به من قرض بدهي؟(=اندك ونه زياد)
«يك» در زبان فارسي
واژه ي «يك» از نظر دستور زبان فارسي هم اسم است و هم صفت:
-يك با دو مي شود، سه.
- ده ما بر يك.
-هيچ دويي نيست كه سه نشود.
اگر «يك» پيش از اسم به كار رود در حكم صفت پيشين است:
-يك سرباز مجروح شد.
-يك دست صدا ندارد.
-يك گنجشك در دست بهتر از صد گنجشك در هوا.
-يك كتاب روي ميز بود.
بنابر اين«يك» تنها زماني به كار مي رود كه قصد گوينده يا نويسنده تصريح به واحد بودن اسم باشد. در نتيجه كاربرد آن به جايِ « يا» يِ نكره يا بيان اسم جنس نا درست است. چنانكه از مثالهاي بالا بر مي آيد، گاهي «يك» را با عدد بزرگتر يا واژه اي كه معني كثرت يا اسم جمع دارد، مقابل مي كنند: يك بز گر گله اي را گر مي كند.
با توجه به آنچه گفته آمد، دو جمله ي« كتابي نوشت» و «يك كتاب نوشت» از نظر معنايي يكسان نيستند. علاوه بر اين، كاربرد نادرست «ياي» يِ نكره و عدد«يك» در بيان اسم جنس يا اسم نكره از زبانهاي بيگانه و رواج نادرست آن از گونه نوشتاري زبان فراتر رفته و امروز حتي در زبان گفتار اغلب گويندگان آنها را نادرست به كار مي برند. به جمله هاي زير توجخ كنيد:
-يك سخنگوي وزارت امور خارجه اعلام داشت(مبادا كه اشتباه كنيد كه دو نفر بوده اند!)
-تروريست فراري دستگير شد و به يك زندان در جنوبِ ... انتنقال داده شد(اگر بتوان كسي را در آنِ واحد در دو زندان نگاهداشت، اين جمله مي تواند درست باشد!)
-يك رئيس جمهور چه خصوصياتي دارد؟(= رئيس جمهور چه خصوصياتي دارد؟)
-يك انسان دو سوم بدنش آب است(= دو سوم بدن انسان آب است يا دوسوم بدن هر انساني آب است يا دو سوم بدن انسانها آب است.)
فهرست منابع و مراجع:
1-باطني، محمد رضا، چهار گفتار درباره ي زبان، انتشارات آگاه، چاپ سوم.
2-خانلري، پرويز، دستور زبان فارسي، انتشارات قدس، چاپ دوازدهم.
3-مشكوة الدين، مهدي، دستور زبان فارسي، انتشارات دانشگاه فردوسي مشهد، چاپ سوم.
4- صادقي، علي اشرف، دستور زبان براي سال دوم و سوم و چهارم دبيرستان، انتشارات آموزش و پرورش، سال 1358.
1-Oxford Advaced Dictionary of current English 1987.
2-A Comprehensive Grammer of the English language, Longman by, R.Quirk, S. Greenbaum, G.Leech, J.Svartik,1985.